خرید بک لینک

درباره سایت

بهترین های همه Best of Everything

Best of Everything به تمام صفحات برید شماره صفحه ها در پایین هر صفحه میباشد

امکانات وب

<-PostTitle-> بازدÛx8cد : [-PostHit-]
|| <
Ùx83د جاÙx88ا در Ùx82اÙx84بسرا
> || -->-->-->-->
Time spent here:
Ùx83د جاÙx88ا در Ùx82اÙx84بسرا || -->-->-->--> || -->-->-->--> پرÛx8cÙx86ت || -->-->--> -->-->--> ||

کد عرÙx88سک Ùx85رÙx84Ûx8cÙx86 ||
-->-->-->
|| || پرÚx86Ùx85

-->-->-->

|||| :. Úx86ت با Ùx85دÙx8aرÙx8aت .:
کد Ùx88ضعÙx8aت Ùx8aاÙx87Ùx88 در Ùx88بÙx84اگ ||| -->-->--> || رÙx85ضاÙx86 === -->-->--> رÙx85ضاÙx86 || Ø¢Ùx85ار دÙx82Ûx8cÙx82 اÛx8cÙx86Ùx87

Ø¢Ùx85ار Ùx88بÙx84اگ:

بازدÛx8cد اÙx85رÙx88ز :
بازدÛx8cد دÛx8cرÙx88ز :
بازدÛx8cد Ùx87Ùx81تÙx87 :
بازدÛx8cد Ùx85اÙx87 :
بازدÛx8cد Ú©Ùx84 :
تعداد Ùx85طاÙx84ب : 71
تعداد Ùx86ظرات : 0
تعداد Ø¢Ùx86Ùx84اÛx8cÙx86 :

|||| -->-->--> ||| -->-->--> -->-->--> ||||| -->-->--> -->-->--> |||||

ابزار پارÙx85Ûx8cس Ùx81اÙx86

|||| Ùx81Ùx88Ùx86ت زÛx8cبا ساز ||||||
-->-->-->
||||||| -->-->-->-->-->-->-->-->-->--> |||||||||| -->-->--> |||||||||| -->-->-->-->

Ùx85عرÙx81Ùx8a صÙx81ØxadÙx87 بÙx87 دÙx88ستاÙx86

* Ùx86اÙx85 Ø´Ùx85ا

اÙx8aÙx85Ùx8aÙx84 Ø´Ùx85ا *

اÙx8aÙx85Ùx8aÙx84 دÙx88ست Ø´Ùx85ا *

اÙx8aÙx85Ùx8aÙx84 دÙx88ست دÙx8aگر Ø´Ùx85ا

|||||||| -->-->--> |||||| -->-->-->

کد Ùx85تØxadرک کردÙx86 mohammad(Best of Everything)

||||||
||||| -->-->--> |||| -->-->--> ||||

-->-->-->

|||||| -->-->--> |||| -->-->--> ||||| -->-->--> ||||

-->-->-->

|||||
-->-->--> |||| -->-->-->--> ||||| >

آیا واقعاً حقوق زن ها پایمال شده است ؟
از کودکی شروع میکنیم :


در کودکی:
پسرها هر وقت شیطنت میکردند یک سیلی محکم صورتشان را نوازش میکرد
دخترها هر وقت شیطنت میکردند یک ضربه فانتزی به پس کله اشان میخورد.
خودتان قضاوت کنید : کدام ضربه درد بیشتری دارد؟


روزهای جمعه که مدرسه ها تعطیل بود :
پسرها برای خرید نان مجبور به بیگاری در صف نان بودند
دخترها کنار عروسک هایشان لالا میکردند

هنگامی که کارنامه ها را به دست والدین محترم میدادند :
پسرها شدیداً بخاطر نمرات پایین سرکوفت می خوردند و البته گاهی هم ممنوع شدن از مشاهده کارتون
دخترها هیچی نمیشدند . چون قرار بود در آینده ازدواج کنند و نان آور خانه هم نخواهند بود

هنگامی که پدر خانواده شب به منزل می آمد :
پسرها فرار میکردند و یه گوشه ای میخزیدند تا چغولی های مادر ، کار دستشان ندهد
دخترها به بغل پدر میپریدند و چپ و راست قربون صدقه میشنویدند


روز اول مهر ماه که مدرسه ها باز میشد :

پسرهای عزیز کله هایشان را با نمره ۴ میزدند و مزین به لغت نامانوس کچل میشدند
دخترها فقط به پسرها میگفتند : چطوری کچل ؟

در ۱۸ سالگی :
پسرها تمام اضطراب و دلهره شان این است که دانشگاه قبول شوند و سربازی نروند و ۲ سال از زندگیشان هدر نرود
دخترها ورودشان به پادگان طبق قانون ممنوع است .

در دانشگاه :

پسرها همان روز اول عاشق میشوند و گند میزنند به امتحان ترم اولشان و مشروط میشوند
دخترها فقط در بوفه مینشینند و به پسرهایی که زیر چشمی به آنها نگاه میکنند افاده میفروشند

در هنگام نمره گرفتن : پسرها خودشان را جر میدهند تا ۹٫۵ آنها ۱۰ شود و باز هم استاد قبول نکرده و در آخر می افتند
دخترها فقط پیش استاد میروند و یک لبخند میزنند و نمره ۴٫۵ آنها به ۱۷ تبدیل میشود.

در کافی شاپ : پسرها حساب میکنند.
دخترها میگویند : مرسی!

در مخ زدن :

پسرها باید دلقک بازی در بیاورند تا طرف تازه بفهمد که وجود دارند ، دو ساعت منت بکشند تا طرف تلفن را بگیرد ، هفته ها برنامه ریزی کنند تا طرف قرار بگذارد ، ساعت ها باید خالی ببندند تا طرف خوشش بیاید و هنگام بهم خوردن رابطه ماه ها و در مواردی دیده شده است که سالها در هوای دلگرفته پاییز پیپ بکشند و قهوه بنوشند و هی آه بکشند .
دخترها فقط کافی است که یه لبخند بزنند و چشم ها را نازک کرده ، لبها را غنچه و سری به سمت موافق تکان دهند و هرگاه رابطه بهم خورد فقط میگویند فدای سرم.

هنگام خواستگاری :

پسرها باید خانه ، ماشین ، شغل مناسب ، مدرک دهن پر کن ، قد رشید ، هیکل خوش فرم ، خوشتیپ و هزارتا کوفت و زهر مار داشته باشند و پشت سر هم از موفقیت ها و اخلاق خوب و …. برای عروس خانم بگن و احتمالا انگشتری برای نشون کردن در دست سرکار علیه عروس خانم بکنند
دخترها فقط کافی است بنشینند و لام تا کام حرف نزنند

هنگام ازدواج :

پسرها باید شیربها ، مهریه ، خرید عروسی ، جواهرات گوناگون ، جشن و سالن و … را از سر قبر پدرشون تهیه کنند
دخترها فقط باید جهیزیه بدهند که احتمالا به دلیل شروع خرید جهزیه از اوان کودکی همش بنجل شده و آقای داماد باید با تحمل هزارتا منت آنها را قبول کرده ، دور ریخته و یه سری جدید بخرد

هنگام زندگی عشقولانه دو نفره:

پسرها باید بگویند : چشم ، و البته اگر هم نگویند دو قطره اشک کنار چشمان مژگان خانم ها آنها را وادار به چشم گفتن میکند
دخترها هم باید دستور بدهند و دیگر هیچ.

کار کردن :

پسرها مثل سگ پا سوخته باید از صبح خروس خوان تا آخر شب کار کنند و همش تو فکر غرولند مدیر و قسط عقب افتاده بانک و قبض برق و آب باشند و در آخر نعششان را با بدبختی به خانه برسانند
دختر ها فقط کافی است که کلید ماشین لباس شویی ، کلید ماشین ظرفشویی و کلید مایکرو فر را فشار دهند و در حالیکه ناخن هایشان را مانی کور میکنند با مادرشان در مورد رنگ موی دختر خاله جاری عمه خانم فرخ زمان خانم بحث و تحلیل علمی داشته باشند …

برچسب: نویسنده: مریم زارعی تاريخ: پنجشنبه 22 تير 1391 ساعت: 15:54

صفحه بندی